همانطور که میدانیم یکی از مهمترین منابع در آمد دولتها برای اداره ی کشور مالیاتی است که از خود مردم آن کشور دریافت میکنند و طبعا تجار و بازرگانان بدلیل حجم بالای معاملات و گردش مالی بالایی که دارند ، مالیات دهندگان مهمتری از نظر حکومتها هستند از سویی دیگر این قشر در اشتغال زایی ورشد اقتصادی کشور ها نیز مهمترین نقش را دارند . لذا با توجه به اهمیتی که این گروه در چرخه ی اقتصادی کشور ها دارند ، هر حکومتی موظف به تامین رضایت این قشر میباشد . این گروه که درکشور ما به کسبه ی بازار معروف هستند بدلایل فوق و پاره ای فعالیت های خیریه از محبوبیت و احترام خاصی برخوردارند و حمایت و همراهی آنها ؛ مشروعیتی مضاعف به دولت میدهد .
اهمیت رضایت بازاریان در شرایط فعلی بیشتر از هر زمانی مشخص میشود چرا که در پی اعتراض بازاریان به طرح مالیات افزوده که هفته ی پیش منجر به اعتصاب دو روزه ی بازاریان شد ، دولت خیلی زود تر آن زمانی که پیش بینی میشد عقب نشینی کرد و در شرایط فعلی هم اعتراض کسبه ی بازار به طرح مالیات مستقیم چنان دولت را در تنگنا قرار داده است که مجبور به تمدید تعطیلی های رسمی به بهانه ی گرمی هوا شده اند . گرچه دولت و رسانه هایش با صراحت تمام صحت این موضوع را رد میکنند اما گزارش های سازمان هواشناسی کشور و اعتراضات نمایندگان مجلس ( حتی نمایندگان اصولگرا ) مبین هراس دولت از ادامه ی تعطیلی بازار و اعتصاب بازاریان است چرا که در این مورد دستگیری برخی کسبه و مداخله ی لباس شخصی ها هم نتوانست اوضاع را به عادی برگرداند و دولت را که برای تامین کمبود ها چاره ای جز دریافت مالیات نا معقول هفتاد درصدی ندارد با بن بست مواجه کرده است .
کسبه ی بازار دور از مردم
اشاره به موضوع اعتصاب و تعطیلی بازار و شنیدن این کلمات بلافاصله خاطره ی روز های پس از انتخابات و نخستین بیانیه های مهندس موسوی را یادآوری میکند چرا که در شلوغی آن روز ها سران جنبش سبز طی چند بیانیه مردم و علی الخصوص بازاریان را دعوت به عدم حضور در محل کار کردند که متاسفانه شاهد استقبال خاصی از سوی بازاریان نبودیم .شاید آن روز ها به دلیل مقاومت و برخورد شدید حکومت تاثیر این اعتصابات منعکس نمیشد اما اینک که شاهد تلاش حکومت برای اتمام اعتصاب بازاریان هستیم ، اهمیت این موضوع به خوبی نمایان میشود حتی تا جایی که این بحث را مطرح میکند که اگر این اعتصابات به آشفتگی آن روز ها دامن میزد شاید میتوانست موجب عقب نشینی حکومت شود ، چرا که شروع اعتصاب بازار قطعا تعطیلی اکثر واحد های صنفی کوچک را هم به همراه دارد .
اما اکنون این سئوال پیش می آید که آیا اهمیت آینده ی کشور و جان جوانانی که در خیابان های تهران شهید شدند از چند درصد افزایش مالیات کمتر است ؟ واگر کسبه ی بازار تا این حد قدرت رویارویی با دولت و لباس شخصی های معروف را دارند ، چرا سر سوزنی از این توان را برای پشتیبانی از هموطنانشان به کار نبردند ؟ منطقی است اگر بازاریان هم مانند بسیاری از مردم شخص موسوی یا کروبی را رهبر خود ندانند و آنها را لایق رهبری چنین جنبشی ندانند اما چرا از این قدرت خود برای دفاع از مردم بیگناه استفاده نکرده اند ؟ چرا طی این سالها که بار ها و بارها مردم بیگناه از سوی حکومت مورد ظلم قرار گرفتند بازار حتی زحمت محکوم کردن اعمال دولت را هم به خود نداد ؟ پس نماز جماعت معروف مسجد بازار تهران و آن همه هیئات عزاداری بازار و جای مهر پیشانی بازاریان معروف هم نه از روی اعتقاد بلکه از روی تظاهر و ریا است ؟
این حقیقت تلخ بر ضرورت اطلاع رسانی و فرهنگ سازی در کشور می افزاید و ادعای مبارزان واقعی مبنی بر اینکه تنها راه آزادی ایران رشد و بلوغ فرهنگی آحاد مردم است را تایید میکند.
نویسنده امیر آزاد در تیر ۲۰م, ۱۳۸۹ و بایگانی شده در به قلم سردبیر, سر تیتر خبرها. شما میتوانید پاسخها به این مطلب را در این آدرس دنبال کنید RSS 2.0. شما میتوانید به پایین صفحه رفته و دیدگاه خود را ثبت کنید.








